مرتضى راوندى
790
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
هرچه بهتر و بيشتر ، تمايلات و نيازمنديهاى ديگران را دريابد و آنها را ارضا كند ؛ زيرا تنها به اين طريق خواهد توانست حداكثر منفعت را بدست آرد . توليدكننده مىكوشد وضعى انحصارى به نفع خود بوجود آورد ، اما تحقق اين آرزو ميسر نخواهد بود و خواهناخواه ، رقبايى برايش بوجود خواهند آمد ؛ در نتيجه ، ميزان عرضهء كالا رو به افزايش و سطح عمومى قيمتها رو به كاهش خواهد نهاد و مصرفكنندگان از اين وضع بهرهمند خواهند شد . به اين ترتيب به نظر باستيا ، آزادى فردى بهترين وسيلهء تأمين هماهنگى منافع در زندگى اقتصادى است . » « 1 » باستيا مىگويد : « بسيارى دولت را سرچشمهء فناناپذير ثروت و درايت ، طبيب همهء دردها ، خزانهء بىپايان ، مشاور و راهنماى درستكار و خطاناپذير تصور مىكنند . تمام اين افكار توهماتى بيش نيست و همه مىخواهند دولت را وسيلهاى براى استثمار ناحق ديگران قرار دهند . . . وظيفهء اساسى دولت اختناق عمومى يا هدايت همگان نيست بلكه تأمين آزادى و عدالت و امنيت است . » « 2 » يكى از ثمرات آزاديخواهى اقتصادى ، پايان دادن به حدود و قيودى است كه سد راه پيشرفت اقتصادى بود « يكى از اولين اقدامات انقلاب كبير فرانسه در 1789 اعلام آزادى نرخهاى بهره بود ، كه مقرراتى را كه منشاء مذهبى كهن و هزار ساله داشت ، لغو كرد . به اين ترتيب ، نظر ارسطو كه مىگفت : « پول نمىزايد » واژگون گرديد ، بورژوازى عملا نشان داد كه پول مىتواند بزايد و با كودكانى كه زاده است كودكان ديگرى به سهولت توان آفريد . . . آنكس كه ماده خوك باردار را بكشد ، همهء فرزندان و اخلاف ، و حتى فرزند هزارم او را نابود مىكند . آنكس كه يك سكه را مخفى مىكند ، هرآنچه را كه ممكن بود آن سكه توليد كند و حتى صدها فرانك را از بين برده است . » « 3 » اگر تاريخ دو هزار و پانصد سالهء ايران را از عصر داريوش تا اواخر دورهء قاجاريه ، مورد مطالعه قرار دهيم ، مىبينيم كه در ايران نيز به علت فقدان امنيت اجتماعى و اقتصادى ، پادشاهان دولتها و فئودالهاى بزرگ ، غالبا پول را در گنجينهها و دفينهها ذخيره مىكردند و در راه فعاليتهاى عمرانى و كشاورزى و صنعتى و تجارى به كار نمىانداختند . ربح و بهرهء پول ، با اينكه شرعا ممنوع بود ، به نرخى ظالمانه دريافت مىشد و در دورههاى بحرانى قرون وسطى ، گاه نرخ بهره صددرصد بود . پس از استقرار حكومت پهلوى و افتتاح بانك ملى ، نظام پولى ايران ، مانند اروپا ، تحت ضوابط تازهاى قرار گرفت . مردم بجاى پنهان كردن پول در زير زمين ، وجوه نقد خود را به بانك ملى به امانت مىسپردند . تا نيمهء دوم قرن هجدهم ، مردم اروپا ارزش پول را با مهر پادشاه همعنان مىشمردند ، ولى انقلاب كبير فرانسه كه زاييدهء جنبش بورژوازى بود ، نظام پول - كالا را برقرار كرد « سال يازدهم انقلاب ، كه پول جديدى بوجود آورد ، يعنى « فرانك » ، آن را چنين تعريف كرد : « وزنهاى پنج گرمى از نقره . » بنابراين ، پادشاه نمىتواند وزنه را عوض كند همانطور كه نمىتواند در مقياس طول تغييرى ايجاد كند . پول از قيمومت
--> ( 1 ) . همان . ص 198 - 197 ( به اختصار ) . ( 2 ) . همان . ص 200 . ( 3 ) . تاريخ اقتصادى ، ( بررسى در روابط نهادهاى . . . ) ، پيشين . ص 83 .